تبلیغات
 دیزی نیوز، اخبارک درگوشی، دیزی کالا - داستان بهلول دانا و فروختن خانه ای در بهشت

خوش آمدید

مرجع گرافیک و کد نویسی

محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما محل نمایش تبلیغات شما

درباره وبلاگ
About US


کاملترین وبلاگی که شما از هر موضوعی میتونید توش مطلب ببینید. دیزی نیوز، دیزی کالا، ورزشی، اخبارک درگوشی، تغذیه سالم و....
مدیر وبلاگ : سجاد زنگیه وندی

نظرسنجی
Poll

چه بخش هایی را به وبلاگ اضافه کنیم؟ پوسته وبلاگ را می پسندید؟





داستان بهلول دانا و فروختن خانه ای در بهشت
نویسنده : دوشنبه 11 مرداد 1395 - 09:05 ق.ظ نظرات ()
آورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط می کشید.
پرسید : چه می کنی؟
گفت : خانه می سازم.
پرسید : این خانه را می فروشی؟
گفت : آری.
پرسید : قیمت آن چقدر است؟
بهلول مبلغی ذکر کرد.
زبیده فرمان داد که آن مبلغ را به بهلول بدهند و خود دور شد.
بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد.
شب هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده به خانه ای رسید و چون خواست داخل شود او را مانع شدند و گفتند این خانه از زبیده زوجه ی توست.
دیگر روز هارون ماجرا را از زبیده بپرسید.
زبیده قصه بهلول را باز گفت.
هارون نزد بهلول رفت و او را دید که با اطفال بازی می کند و خانه می سازد.
گفت : این خانه را می فروشی؟
بهلول گفت : آری
هارون پرسید : بهایش چه مقدار است؟
بهلول چندان مال نام برد که در جهان نبود.
هارون گفت : به زبیده به اندک چیزی فروخته ای.
بهلول خندید و گفت : زبیده ندیده خریده و تو دیده می خری میان این دو، فرق بسیار است.
نظرات
نظرات مرتبط با این پست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
جستجو
Search
آمار سایت
Statistics
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

صفحات جانبی
Extra Page
امکانات جانبی
Code